چهارشنبه ، 01 اسفند 1397
کمينه   
پيشينه تاريخي

كُردها مردماني آريايي نژاند كه چندين هزار سال قبل از ميلاد به اين منطقه مهاجرت كرده‌اند. تاريخ اقوام كُرد تا قبل از اسلام چندان روشن نيست. در اسناد سومري و بابلي و اكدي و آشوري نام اقواني ديده مي‌شود كه شباهت به كلمه كُرد دارد، ولي از همه نزديك‌تر چه از لحاظ زبان و چه از نظر جغرافيايي و چه از نظرتوصيفي، نـام قومي است بـه نـام « كـردوخـوي‌ »كه در كتاب « سفــر جنــگي »گزنـفون ذكــر شده است.

اين قوم در كوه‌ها و دره‌ها ميان عراق و ارمنستان و مخصوصاً در محلي كه امروزه « زخـــو » ناميده مي‌شود و در 60 كيلومتري شمال غربي موصول در عراق قرار دارد، ساكن بوده‌اند. گزنفون، آنان را به دليري و چالاكي مي‌ستايد. اين قوم سپاه ده هزار نفري گزنفون را تا هنگامي كه به جلگه‌هاي شمال رسيدند، تعقيب كردند و صـدماتي نيز بر آن‌ها وارد آوردند.

در دوره‌ی صفوي نخستين كتاب مهم در باره‌ی قوم كُرد به زبان فارسي تدوين شده كه همان « شــرفنامه بدليســي » است.

اعراب در تاريخ 16 يا 20 هـ .ق قلعه‌ها و استحكامات كُردها را تصرف كردند. در23 ه .ق كه سپاه عرب در ايلات فارس مشغول فتوحات بود، اكراد فارس در دفاع از فسا و دارابجر شركت داشتند . فتح شهر «زور» و «داراباذ » كه از شهرهاي كُردنشين بودند، در سال 22ه .ق صورت گرفت.

يكي ازرويدادهاي مهم دوران زمامداري شرف الدوله ديلمي (372-379ه .ق )پيكار او در سال 377ه .ق با بدربن حسنويه در كرماشان است كه به پيروزي بدروشكست شرف الدوله منجر شد. در نتيجه بدربن حسنويه بر قسمت مهمي از عراق عجم مسلط شد. وي در سال 405 ه .ق به دست طايفه‌اي كُرد كه‌ « جوزقان » نام داشت، كشته شد. شمس‌الدوله پسر فخر الدوله ديلمي بلافاصله متصرفات وي را ضميمه قلمروخود كرد .شاپور خواست‌ (خرم آباد )،دينور ،بروجرد،نهاوند،اسد آباد و قسمتي از اهواز از جمله متصرفات او بودند .

ظاهراً اصطلاح كُردستان را سلاجقه براي تميز نواحي كُردنشين از ولايت جبال عراق وضع كردند وآن ايلاتي بود مشتمل بر سرزمين‌هاي بين آذربايجان و لرستان و قسمتي از اراضي سلسله جبال زاگرس كه مركز آن نيز ابتدا ناحيه‌ی بهار در 18 كيلومتري شمال غربي همدان و بعدها چمچمال در نزديك كرماشان امروزي بود.

شهرهاي كُردستان در زمان حمله مغول از قتل وغارت مصون نماند. در زمان تيمور و تركمنان قره قويونلو وآق قويونلو، كُردستان و ديار بكر ميدان تاخت و تاز سپاهان تيمور و تركمانان شد.

شاه اسماعيل اول ـ مؤسس سلسله صفويه ـ به علت اين كه كُردها پيرو مذهب تسنن بودند، چندان روابط حسنه‌اي با آن‌ها نداشت، سلاطين عثماني در تقويت هر چه بيشتر كُردان مي‌كوشيدند. در دوره‌ی صفويه دولت ايران به قسمت وسيعي از كُردستان آن روز تسلط داشت كه دامنه‌هاي شرقي كوه‌هاي زاگرس را در بر مي‌گرفت.

با تشكيل سلسله زنديه، براي نخستين بار در تاريخ ايران سلسله كُرد نژاد به سلطنت رسيد. در اواخر سلسله زنديه نيز طايفه دنبلي كه يكي از طوايف بزرگ كُرد بود، قسمتي از آذربايجان غربي را در تصرف داشتند و مرکز حكومت و قدرت آن‌ها شهر خوي بود.

در قرن نوزدهم ميلادي بارها كُردها در خاك عثماني ميل باطني خود را براي رسيدن به استقلال و تشكيل دولتي كُرد زبان ظاهر شد. در سال 1878 ميلادي شيخ عبيدا… نقشبندي به فكر تأسيس كُردستان مستقل تحت حمايت دولت عثماني افتاد. درسال1880ميلادي طرفداران وي، اطراف اروميه، ساوجبلاغ، مراغه، مياندوآب و بوكان را به تصرف خود درآوردند و سپاهان ايران به زحمت توانستند تجاوز آنان دلير مردان را دفع كنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سنندج

به استناد گفته مورخين، قلعه سنه دژ (سنندج) را سليمان خان اردلان والي كُردســتان در زمـان شـاه صـفي ( 1038-1052هـ .ق) آباد سـاخت و كلمه « غم‌ها» را كه به حساب ابجد 1046 مي‌شود ماده تاريخ آن قرارداد هيچك از جغرافي نويسان اسـلامي، این شهر را به اين اسم در آثار خود ذكركرده‌اند.

در گذشته به جاي شهر سنندج فعلي شهري به نام «سير» وجود داشت كه اين كلمه به معناي «ســي ســر»است. مجاور سي سـر، محـلي بود به نام صد خانيه (صد خانه) كه احتمالاً به مرور زمان اين نام به «سنه »تغيير يافته است. سنندج مدت چهار قرن تحت حكومت حكام موروثي خاندان اردلان بود كه نسبت خود را به ساسانيان مي‌رسانيدند.

در سال 1284 هـ .ق دولت مركزي، حاج ميرزا معتمدالدوله عموي ناصر الدين شاه را به حكومت كُردستان منصوب كرد كه تا سال 1291هـ .ق در آن‌جا حكمراني كرد.

 در حال حاضر سنندج مركز استان و يكي از شهرها زيباي كُردستان و غرب كشور محسوب مي‌شود.

سقز

درمورد وجه تسميه سقز گفته مي‌شود كه اين شهر با نام «ايزيرتــا» درنخستين اتحاد ماد، پايتخت مادها بود. سركردگان ماد در اطراف شهر استحكاماتي براي خود ساختند كه از آن جمله «زيويه» و «قپلانتوي» كنوني (آدامائيت) را مي‌توان نام برد. در آن زمان «سارگن دوم» پادشاه آشور به سرزمين ماد تاخت، مادها شكست خوردند و ايزيرتا،زيويه وآدامائيت را ويران كرد. پس از آ‌ن‌ها سكاها به تجديد بناي اين شهر پرداختند و سقز را به نام اسكيت (ساكز) به عنوان پايتخت خود انتخاب كردند. نام امروز سقز از نام قوم «سكه»- سكا- اسكيت-سكز به يادگار مانده است و سكز همان ساكز است. دو وجه تمسيه ديگر نيز براي اين شهر نقل شده است؛ يكي به دليل درخت حبه الخضر يا ون است كه گويا در اطاف سقز وجود داشته است و ديگر اين كه، اين شهر را سه دختر ساخته‌اند سه قز (قز در تركي به معني دختر) ناميده مي‌شـد.

شهر سقز سابقاً در دشتي در جنوب غربي شهر فعلي قرار داشت كه اكنون به كهنه سقز، يا سقز كهنه معروف است. شهر فعلي ابتدا در اطراف بازار به وجود آمد و قديمي‌ترين محله همان محله بازار شهر است كه بعداً در اثر ارتباط تبريز، سنندج و بانه طرفين جاده‌هاي آن آباد شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بيجار

بيجار  مركز منطقه گروس، از مناطق حاصلخيز كُردستان است كه در شرق سنندج قرار دارد. در باره‌ی وجه تسميه آن آمده است كه ناصر الدين شاه با امير نظام گروسي شبي در گروس به سر مي‌برد و مطالبي داشت كه مي‌خواست تا صبح به وسيله جارچي پخش شود، اما صبح روز بعد همه مردم از موضوع آگاه شده بودند. از اين رو آن را شهر «بي جار» ناميده‌اند و همين اسم تا امروز نيز باقي مانده است.

اين شهر در دشت وسيعي در 93 كيلومتري شرق سنندج و شمال شرقي همدان قرار دارد و از آغازدر طول جاده سنندج به طرف همدان توسعه يافته است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قروه

در حال حاضر قروه به دليل شرايط خاص زمين ساختي و چشمه‌هاي آب گرم و معدني مورد توجه مسافرين و گردشگراني است كه به اين شهر مي‌آيند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بانه

قبل از اسلام طايفه زرتشتي به نام «قه قو» بر اين منطقه حاكم بوده‌اند كه در حمله اعراب و بعد از آن، «اختيار ديني‌ها» حكومت آن‌ها را به دست گرفتند. تا اواسط قرن سيزدهم هجري نام اصلي شهر بانه «به روژه» (آفتابگي) بود و قباله‌هايي نيز وجود دارد كه در همه آن‌ها مركز بانه قصبه «به روژه» ناميده شده است. اين شهر يك بار در قبل از جنگ جهاني اول و بار ديگر در جنگ جهاني دوم دچار آتش سوزي شديدي شد.

نام بانه را از كلمه كُردي «Bon» به معني پشت بام و متأثر از ارتفاعات و نحوه استقرار و موقعيت شهر بانه مي‌دانند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ديواندره

ديواندره يكي از شهرهاي استان كُردستان است كه در فاصله 95 كيلومتري شمال واقع شده است. ديواندره امروزي يكي از كانون‌هاي در حال توسعه روستايي بود كه يك دهه قبل به شهر تبديل شد. اين شهرستان آب و هواي معتدل دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مريوان

شهر مريوان در حدود يك قرن سابقه تاريخي دارد. يكي از شاهزادگان قاجار به اسم فرهاد ميرزا كه كمي پيش از مشروطيت در اين محل حكومت مي‌كرد، در مريوان قلعه‌اي بنا كرد كه جريان بناي آن را در كتيبه‌اي كه به ديوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب كرده، شرح داده است.

دراوايل حكومت پهلوي، حاكم وقت در روستاي موسك قلعه‌اي بنا نهاد كه امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده مي‌شود و فاصله چنداني با شهر ندارد. وجود درياچه زريوار در غرب شهر مريوان زيبايي خاصي به اين شهر بخشيده و آن را به يك ناحيه تفرجگاهي تبديل كرده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

كامياران

كامياران يكي از شهرستان‌هاي اخيرالتأسيس استان كُردستان است كه در فاصله 65 كيلومتري جنوب سنندج واقع شده است. ويژگي‌هاي عمومي، فرهنگي و مردم‌شناسي مردم اين شهرستان نيز همانند ساير نواحي استان كُردستان مي‌باشد. اين شهرستان در فصول بهار و پائيز آب وهواي دلپذيري دارد.